کاشی کاری

 

کاشی ایرانی

 

كاشي كاري هنري ديرپا و ماندگار كاشي كاري هنري است ماندگار كه از ديرباز بر مساجد و اماكن قديمي كشورمان و نيز اماكن مذهبي جهان نقش بسته است . بكارگيري انواع مختلف كاشي در تزئينات بناهاي مذهبي و مساجد بيانگر نوعي تقدس است كه در روح كلي هنرهاي اسلامي – ايراني متجلي است. اوج هنر كاشي سنتي كه قديمي ترين سبك آن در مسجد كبود تبريز به كار رفته در زمان صفويه بوده است . كه امروز در شهرهايي چون مشهد ، شيراز و تهران نيز آثاري از اين هنر به چشم مي خورد . هم اكنون عمده هنرمندان اين رشته در اصفهان قرار دارند . كاشي كاري در رنگ هاي مختلف تهيه و اغلب در كتيبه ها ، مغازه ها ، گنبدها و سردر مساجد و حسينيه ها بكار مي رود.

ساخت كاشي كه با استفاده از خاك رس انجام مي شود از جمله اموري است كه مراحل مختلف آن بايد با ظرافت و تخصص خاص همراه باشد . اين مراحل نمونه برداري از خاك ، آزمايش و سپس تهيه خمير و قالب گيري را شامل مي شود . كاشي پس از خارج سازي از قالب به صورت خام پخت مي شود و سپس كار لعاب دهي آن در رنگ هاي مورد نظر انجام مي گيرد . به دنبال لعاب دادن ، پخت مجدد صورت مي گيرد ، كه با اين كار كاشي با يك رنگ ساده به دست مي آید . اين كهشي ، به الوان يا كاشي معرق معروف است. با وجود آن كه هر رنگ يك نقطه ذوب دارد اما رنگ هاي كاشي بايد به نحوي تنظيم شود كه نقطه ذوب همه آنها يكسان شود و اين كاري ظريف و تخصصي است. كاشي انواع مختلف دارد و هر نوع آن داراي كاربردي ويژه است كاشي مخصوص كتيبه يك نوع آنست كه در بدنه ساختمان ها و ايوان و گلدسته هاي مساجد استفاده مي شود . كاشي مخصوص تزئينات جلو محراب و انواع شبكه هاو استفاده در نورگيري از ديگر انواع مختلف كاشي سنتي است. چند تن از هنرمندان كاشي ساز اصفهاني در گفتگو با خبرنگار خبرگزاري جمهوري اسلامي كاشي كاري هاي موجود از زمان قاجاريه را در ساختمان هاي قديمي تهران و باختران از كارهاي هنري زبده كاشي كاري مي دانند . در كاشي هفت رنگ اصلي به كار مي رود كه از تركيب اين رنگ ها مي توان 20 رنگ مورد نياز در كاشي كاري را به دست آورد. كاشي كاري اصفهاني از معدن لاجورد در كاشان براي مواد مورد نياز كاشي در گذشته ياد مي كنند و از مفقود شدن آن سخن مي گويند كه شايد خانه سازي بر روي اين معدن سبب اين فقدان بوده است . اين هنرمندان واردات لاجورد از خارج را در رژيم گذشته سبب دور ماندن از دستيابي به خودكفايي در تهيه رنگ عنوان مي كنند. هنرمندان اصفهاني اصيل ترين سبك كاشي كاري را طرح سلجوقي مي دانند و پس از آن طرح هاي عباسي ، اسليمي ، قاجاري و گل و بوته را از لحاظ اصالت در مرحله بعدي قرار مي دهند. كاشي سازي و كاشي كاري در كشورهاي تركيه ، ايتاليا ، مراكش ، و يونان نيز رايج است كه سبكي متفاوت از سبك ايراني دارد و ايران در اين هنر بخصوص در كار معرق اصالت خود را حفظ كرده است.
يك هنرمند معرق كار نياز به كاشي الوان ، نقشه صحيح ، ابزار كار و خطاط دارد . به همين دليل است كه هيچ كارگاه كاشي سازي را نمي توان ديد كه در آن نقاش و خطاط وجود نداشته باشد و به همين سبب كارگاه كاشي سازي با مشاركت دو يا چند تن از هنرمندان اين هنرها ايجاد مي شود.  اين هنر در اصفهان با توجه به كاشي كاري مسجد عمر عبدالعزيز در مسجد جامع اين شهر قدمتي بسيار دارد.  از كاشي كاران قديمي اصفهان از استاداني چون زنده ياد ابراهيم و محمود معصوم زاده ، آقاجان ايليا ، ابوالقاسم و عبدالله ايليا ، حسين موسوي زاده ، سيد جواد ملكوتي و يدالله مختاريان مي توان نام برد . همچنين از نقاشان زبده كاري كه آثارشان در مسجد ، ركن الملك هم اكنون موجود است بايد از مرحوم ميرزا عبدالجواد رجالي ياد كرد . از بهترين نقاشان فعلي اين حرفه هنري اساتيدي چون عباس كرباسيون ، احمد ارژنگ ، سيد جعفر دستيان ، و از خطاطان به حبيب الله فضائلي و نصرالله معين مي توان اشاره داشت . در مورد آثار موجود كاشي كاري در ارج از ايران بايد گفت كار هنرمندان اصفهاني هم اكنون در اماكن متبركه خارج از ايران يا شيخ نشين هاي حاشيه خليج فارس و نمايشگاه مونترال كانادا ديده مي شود . ضمن آن كه كاشي كاران اين شهر هم اكنون در مسجد هامبورگ مشغول نصب كاشي هاي ساخت اصفهان در اين شهراند.

کاشی که به« کاشی زرین فام تخت سلیمان» معروف است، مربوط به800سال پیش است واکنون درموزه رضا عباسی نگه داری می شود. نقش آن یک سیمرغ درحال پروازبا بال های باز است ودرنوع خود بی نظیر است. تخت سلیمان محوطه ای عظیم وباستانی دراستان آذربایجان غربی است که « آتشکده آذرگشسب » ، یکی ازبزرگترین آتشکده های دوران ساسانی ، درآن جا قرار دارد.  اما در دوره ایلخانان مغول ، یعنی درقرن هفتم هجری قمری ، ابا قاخان که درمراغه حکومت می ‏کرد برای ساختن کاخ شکار واقامتگاه تابستانی اش ، به تخت سلیمان آمد و ازمصالح باقی مانده آتشکده استفاده کرد وتمام کاخ خود را با کاشی های طلایی وگچبری های باشکوه تزیین کرد.این کاشی نیز یکی ازهمان کاشی های طلایی یا زرین فام کاخ ابا قاخان است.

کاشی های زرین فام درتاریک ترین دوره تاریخ ایران، یعنی دوره مغول، توسط هنرمندان ایرانی به کارگرفته شد و ازنظرنوع ساخت وکیفیت با کاشی های دوره قبل وبعد ازخود فرق می کرد.درضمن، این اولین کاشی ایرانی بود که نام هنرمند وتاریخ ساخت کاشی برروی آن حک می شد. نقش های اغلب این کاشی ها تصویرهای شاهنامه فردوسی وسوارکاران وشاهزادگان نشسته برتخت است که به صورت کاملآ برجسته ترسیم شده است.

اما سؤال اساسی این است که چراچنین هنربی نظیری دردوره ای به وجود آمده که تاریک ترین روزهای زندگی مردم ایران بوده است؟شاید با کمی فکردرباره کاشی ونقش ونگار آن، بتوانیم تاحدودی به این سؤال پاسخ دهیم . همان طورکه می بینید، این کاشی به صورت هشت پراست. شکل کاشی هشت پر ازچرخیدن دو مربع به وجود آمده و ازقدیم، نشانه رمزی خورشید بوده است. درضمن، ازقدیم مردم معتقد بودندکه بهشت هشت دردارد که درهشتم آن، یعنی توبه، همیشه بازاست ؛ پس شکل کلی کاشی نشانه بهشت، خورشید، نور و رهایی از تاریکی وظلم است.

اما نقش روی آن سیمرغ است. سیمرغ ازمعروف ترین شخصیت های شاهنامه است که باخود سعادت وخوشبختی می آورد. او بربالای کوه البرز زندگی می کند وتنها با فکروکمک اوست که رستم به دنیا می آید. درشاهنامه آمده است که هرکس پری ازسیمرغ داشته باشد هیچ کس نمی تواند به او آسیب برساند.

پس به همراه داشتن پری ازسیمرغ به معنای درامان بودن از ظلم و ستم است . در مجموع ،طرح ونقش این کاشی اتفاقی یا از روی تفنن شکل نگرفته ، بلکه نشان می دهد که ایرانیان دریکی از سخت ترین دوره های زندگی خود، به دنبال راه نجاتی بودند وخواسته ها وآرزوهای قلبی خود را درقالب شاهکارهای هنری بروز داده اند.

 

كاشي زرين فام :

 از ديگر انواع كاشي كه در گنبد سلطانيه بكار رفته است كاشي هاي طلائي يا زرين فام بوده است. توسعه تدريجي ساخت كاشي زرين فام و استفاده آن در معماري بويژه بناهاي مذهبي و مقابر از اواخد دوره سلجوقي آغاز و در دوره ايلخانان به اوج ترقي خود رسيد و تحولي چشمگير در آن بوجود آمد. كشف كوره كاشي سازي در تخت سليمان، ساخت لعاب و لعابدهي كاشيهاي گوناگون را نشان مي دهد. در گنبد سلطانيه كاشي هاي زرين فام جهت تزئين و زيبائي قرار داشت. بر جسته كاري بر روي كاشي در زمان ايلخانان رواج داشته است و تعداد زيادي از كاشيهاي ستاره اي شكل اين دوره كه در حاشيه با كتيبه و در وسط با نقوش انسان و حيوان يا گل و گياه مزين گرديده در كاشيكاري گنبد سلطانيه مشاهده مي گردد كه البته بسياري از آنها از بين رفته است.

شيوه اي ديگر از نوع تزئينات وابسته به معماري در گنبد سلطانيه بافت آجر و كاشي يا كاشي معقلي مي باشد. تلفيق زيباي آجر و كاشي كه عموما" با حركت زيباي شطرنجي صورت گرفته، ارزش ويژه اي به تزئينات اين بناي مهم و عظيم بخشيده است. تزئينات خط بنائي كه به علت شيوه خاص نگارش آن به خط معقلي نيز شهرت دارد. زيباترين شكل تركيب آجرو كاشي را در روي ديواره هاي داخلي و قسمتهايي از گنبد بزرگ را به نمايش مي گذارد. نوع ديگري از تزئينات كاشيكاري در گنبد سلطانيه تكنيك لعابپران كاشي مي باشد كه گمان مي رود خاستگاه آن سلطانيه باشد. 

کاربرد نانوتکنولوژی در ساخت کاشی زرین ‌فام اثبات شد.

 پژوهشگران سازمان انرژی اتمی ایران و محققان ایتالیا با کشف نانو ذرات نقره و مس در لعاب کاشی‌های قرن چهارم و هفتم، به کاربرد تکنولوژی نانو در کاشی‌های زرین‌فام و اثرات کروماتیکی آن پی بردند. مطالعات آزمایشگاهی پژوهشگران روی نمونه‌هایی از کاشی‌های زرین‌فام ایرانی منجر به کشف کاربرد تکنولوژی نانو در ترکیبات موجود در لعاب تزئینی این کاشی‌ها شد. تیم مشترک پژوهشگران سازمان انرژی اتمی ایران و محققان ایتالیا با کشف نانو ذرات نقره و مس در لعاب کاشی‌های قرن چهارم و هفتم، به کاربرد تکنولوژی نانو در کاشی‌های زرین‌فام و اثرات کروماتیکی آن پی بردنددر جریان مطالعات آزمایشگاهی گسترده‌ای که توسط تیمی از پژوهشگران سازمان انرژی اتمی کشور و پژوهشگران ایتالیایی روی نمونه‌هایی از کاشی‌های زرین‌فام ایرانی صورت گرفت، این محققان موفق به کشف کاربرد تکنولوژی نانو درترکیبات موجود در لعاب تزئینی این کاشی‌ها شدند.
نانوتکنولوژی، علم مطالعه ذرات در ابعاد مولکولی، برای کنترل آنهاست. این علم به دلیل اهمیت و دستاوردهای شگفت و کاربردی آن در کشورهای پیشرفته جهان، امروزه در خط مقدم تحقیقات علوم فیزیک قرار گرفته است. مهندس پروین اولیایی، عضو هیات علمی سازمان انرژی اتمی و از اعضای هیات پژوهشی فعال در این تیم تحقیقاتی گفتدر جریان شرکت در یک کارگاه علمی- بین‌المللی که در دانشگاه پروژ‌ای ایتالیا برگزار شد، متوجه علاقه محققان و محافل علمی جهان به این کاشی و شناخت ترکیبات موجود در لعاب آن شدیم. از این رو پس از بازگشت به کشور، این موضوع به طور مستقل توسط یک تیم چهار نفره در سازمان انرژی اتمی ایران مورد مطالعه و بررسی‌های آزمایشگاهی قرار گرفت.»  وی درباره آزمایش‌های انجام شده روی لعاب این کاشی‌ها گفت: «با دستیابی به تکه‌هایی از این کاشی، نمونه‌هایی از آن در آزمایشگاه واندوگرافت با روش Pixe مورد آنالیز عنصری قرار گرفت
در روش Pixe نمونه‌هایی از کاشی در معرض تشعشات پروتون قرار گرفته و از طریق تابش پروتون‌هایی با انرژی 2 مگا الکترون، آنالیز عنصری انجام و عناصر تشکیل دهنده این لعاب‌ها، مشخص می‌شود.
مهندس «اولیایی» در ادامه به همکاری پژوهشگران ایتالیایی در این برنامه تحقیقاتی اشاره کرد و افزود: «با توجه به عدم دسترسی به دستگاه سیتکروترون (دستگاه‌های شتاب دهنده ذرات اتم) در ایران، نمونه‌های مورد بررسی به دانشگاه پروژای ایتالیا ارسال شد و در حضور محققان ایرانی، با روش طیف‌نگاری EXASS مورد آزمایشات دقیق قرار گرفت.»  به گفته اولیایی طبق آزمایش‌های انجام شده توسط پژوهشگران ایتالیایی، علاوه بر تایید نتایج به دست آمده توسط محققان ایرانی، اثبات شد که تلائلو طلایی در کاشی‌های زرین‌فام، به دلیل استفاده از نانو ذرات نقره و تلائلو سرخ، مربوط به نانو ذرات مس در لعاب کاشی است، که در نهایت سبب پیدایش اثرات کروماتیکی مختلف در این سفال‌ها شده است. مهندس اولیایی یادآور شد که هنوز به درستی روشن نیست که ایرانیان چگونه این تکنیک را اجرا می‌کرده‌اند اما کشف خواص برخی مواد در مقیاس نانومتری و استفاده هوشیارانه از آن در تزئینات کاشی قطعی و کاملا بدیهی است. نانوتکنولوژی، علم مطالعه ذرات در مقیاس اتمی، برای کنترل آنهاست. این تکنولوژی با استفاده از خواصی که در این سطح از مواد ظاهر می‌شود، در پی کسب توانمندی بیشتر در تولید مواد، ابزارها و سیستم‌های جدید است. واژه‌ نانو Nano، کلمه‌ای یونانی به معنی کوچک است و برای تعیین مقدار یک میلیاردیم یا 9-10 یک کمیت استفاده می‌شود و چون یک اتم تقریبا 10 نانومتر است، این اصطلاح برای مطالعه عمومی روی ذرات اتمی به کار برده می‌شود.

سفال و سراميك از ابتدا تا کنون
.
ساخت و تكامل ظروف طلائي و يا زرين فام در سه دوره مشخص تاريخي شكل گرفته و در هر يك از اين ادوار با ويژگيهاي مشخصي توسط هنرمندان سفالگر اسلامي دركشورهاي مختلف عرضه شده است.
با توجه با اين ويژگيها سفالينه زرين فام را بشرح ذيل تقسيم بندي كرده اند :
الف ظروف طلائي اوليه قرن 3-4 هجري
ب ظروف طلائي قرون وسطي قرن 5-9 هجري
ج ظروف طلائي متاخر قرن 10-12 هجري ظروف طلائي اوليه
همانطور كه گفته شد عليرغم تحقيقات باستانشناسي در محوطه هاي معروف
اسلامي هنوز مركز و منشاء اصلي ساخت اينگونه ظروف بدرستي مشخص نيست.بوتلرومارتين دو تن از محققان مراكز اوليه ساخت ظروف طلائي را از مصر مي دانند شروع آن از شهر معروف اسلامي ري بوده است. تحقيقات هيات كاوشها و بررسيهاي ري كه در سال 1930 انجام گرديد نشان داد كه ظروف ساختهشده با لعاب قلع و تزئين طلائي يا لاجوردي در اين شهر مهم مرسوم بوده است. كاوشهاي شهر ري درسالهاي اخير نيز توسط مركز باستانشناسي ايران ادامه يافته و هيات موفق به كشف معماري مهمي از قرون چهارم و پنجم هجري و همچنين سفالينه هاي متعددي اسلامي شده است. كاوشهاي باستانشناسي كه در شهر سامره انجام گرديد نشان داد كه سفالگران اسلامي با ساخت سفالينه و كاشيهاي زرين فام آشنا بوده اند.سفالينه زرين فام يا طلائي اوليه از نظر تزئين به انواع مختلف تقسيم مي شود كه سفالينه رنگارنگ طلائي و يكرنگ طلائي دو نوع مهم واصلي آن بحساب مي ايند. طبقه بندي سفال اوليه طلائي براي اولين بار توسط كونل انجام شد وي معتقد است كه نوع طلائي رنگارنگ قبل از ساير انواع توسط سفالگران عرضه شده است.


ظروف زرين فام رنگارنگ
رنگهاي اين نوع سفالينه شامل رنگ ياقوتي، قهوه اي و سبز روشن است. نقوش شامل خطوط متقاطع نقوش شبيه چشم و بالاخره بعضي نقوش كه با طرح هاي تزئيني عهد ساساني قابل مقايسه است مي باشد. خانم فيلون در بررسي مجموعه موزه بناكي يونان، طرح و تزئين نقوش طلائي رنگارنگ را به 9 گروه تقسيم و مشخصات هر يك را مفصلا شرح داده است. در اين نوع سفالينه ظروف رنگارنگ زرين فام كاسه و بشقابهاي بزرگ و كوزه است كه با بدنه محدب و كف حلقه اي كوتاه ساخته مي شده است. تكنيك زرين فام چند رنگ همچنين در ساخت كاشي براي تزئينات بناهاي مذهبي و غير مذهبي قرن سوم هجري مورد استفاده بوده كه از جمله مي توان كاشي هاي رنگارنگ كاخ جوسق الخاقاني متعلق به سال 42- 833 ميلادي را نامبرده.همچنين مسجد قيروان متعلق بسال63-862 ميلادي نيز با كاشيهاي زرين فام رنگارنگ تزئين شده است دكتر هانسمن در مقاله جالبي تحت عنوان مدارك براي تاريخگذاري قديميترين سفال اوليه طلائي ضمن بررسي اين مطلب طرحهاي جالبي از سفال و كاشيهاي رنگارنگ بچاپ رسانده است. ظروف طلائي يكرنگ: پس از ساخت ظروف طلائي رنگارنگ سفالگران اسلامي اقدام بساخت نوع ديگري از ظروف سفالين طلائي كردند كه بنام سفالينه طلائي يكرنگ معروف شده است. ظروف طلائي يكرنگ از نظر شكل متنوع، عموما شامل بشقاب، كاسه، پياله وخمره است. پخت اين نوع سفال با مهارت انجام گرديده و خمير آن برنگهاي متفاوت ولي اغلب برنگ زرد، نخودي، و خاكستري است. تزئين سفال يكرنگ شامل نقوش گياهي مانند پالمت و گلبرگ مي باشد. بتدريج نقوش سفالينه يكرنگ طلائي متحول شده و پس از مدتي، نقوش تزئيني ديگر مانند نقش انسان، حيوان ونوشته كوفي با آن اضافه مي شود. اين نقوش بر روي زمينه شيري رنگ ارايش مي شود . و از نظر اندازه ظروف نوع يكرنگ كوچكتر از نوع ديگر يعني رنگارنگ است.
با مقايسه نقوش تزئيني، دو نوع سفالينهطلائي يعني يكرنگ و رنگارنگ بنظر ميرسد كه ظروف بانقوش رنگارنگ بيشتر براي تجمل و استفاده افراد ثروتمند ساخته مي شده در حاليكه نوع يكرنگ سفالينه هاي زرين فام بيشتر مورداستفاده روز مره مردم عادي قرار مي گرفت. ذكر اين نكته نيز ضروري است كه اختلاف ياد شده در سبك وتزئين دو نوع سفالينه ياد شده بستگي به كارگاههاي سفالسازي مختلف و ذوق و سليقه سفالگر نيز داشته است.
در سفالينه زرين فام يكرنگ نوشته كوفي تزئين عمده و اصلي راتشكيل مي دهد. اين نوشته عموما روي لبه، كف و يا بدنه داخلي ظروف قرار مي گرفت متن نوشته ها عموما بركت، آرزوي خوشبختي توكل بخدا و نيز ضرب المثل هاي متداول آن دوره بوده است. نقوش حيوانات بر روي سفالينه يكرنگ شامل نقش شتر، كبوتر، بز و ماهي است كه در بدنه داخلي سفالينه تزئين مي شده است. ساخت ظروف رنگارنگ و يكرنگ در اواخر قرن سوم الي اواسط قرن پنجم در نقاطي چون سامره مصر و ايران متداول بوده و در بررسيهاي باستانشناسي اخير ايران در مراكز وشهرهاي اسلامي ري و گرگان ساخت و توسعه آن به اثبات رسيده است. سفالينه زرين فام دوره متوسط قرن 5 الي 9 هجري: دوره متوسط يا قرون وسطي كه در برگيرنده عصر سلجوقيان، خوارزمشاهيان و ايلخانيان است آغاز تحولي جديد در ابداع آثار مختلف اسلامي مي باشد.

 

كاشي كاري:

كاربرد كاشي در بناهاي دورة اسلامي ايران به گونه اي كه هم اكنون نيز رايج است، از نيمة سدة 5ق/11م آغاز شد. در مرحله اي كه آجركاري در بنا به اوج زيبايي و شكوفايي خود رسيده بود، معماران ايراني دست به تجربه اي تازه زدند و با كاربرد رگه هايي از آجر لعابدار يكرنگ و غالباً‌ به رنگ فيروزه اي در ميان طرحهاي پيجيده، ولي زيباي آجركاري تزيين بنا با كاشي را آغاز كردند. منارة مسجد جامع دامغان (450ق/1058م) نمونه اي از آن است. در مرحلة بعد تلفيق هماهنگ آرايه هاي كاشي و آجر در بناهاي برجسته اي چون گنبد سرخ مراغه (452ق) با موفقيتي همراه شد كه به رواج گستردة كاربرد كاشي و كاشي كاري انجاميد. توليد كاشيهاي خشتي ساده يا قالب زده و پيشرفت نقوش تخت و برجسته و طرحهاي گوناگون و نيز كاربرد كتيبه بر كاشي به ويژه در بناهاي مذهبي از جمله مساجد در سدة 6ق/12م همراه با پيشرفت سفالگري ، كاشي را به صورت مهم ترين وسيله تزيين بنا درآورد. محراب كاشي موزة هنر اسلامي قاهره (583ق/1187م) نمونه اي در خور توجه از آثار اين سده است. شهر ري در اين دوره از مهم ترين مراكز كاشي سازي محسوب مي شود. پيوستگي كار كاشي سازي و سفالگري ، روشهاي ساخت مشترك در اين دو شاخه پديد آورد. در سده هاي 6 و 7ق/12 و13م كاشيهاي زرين فام و گاهي به ندرت مينايي با اشكال ستاره اي و جليپايي و نقشهاي متفاوت در كاشان ساخته شد و امتياز و افتخار ساخت زيباترين اين آثار نصيب خاندان ابوطاهر گرديد. ماندگارترين مجموعة محرابهاي كاشي زرين فام ساختة‌ آنها امروزه در اماكن مقدس ايران و بزرگترين موزه هاي جهان نگاهداري مي شود. محرابهاي موزة‌ اسلامي قاهره، موزه برلن (632ق/1235م) ، موزة آستان قدس رضوي (640ق/1242م) و شمار بسياري محراب ديگر از اين جمله اند.

ساخت اينگونه ظرفهاي سفالي تا پايان سده 7ق/13م ادامه يافت و از آن پس منسوخ شد و شيوة تازه اي درساختن سفالينه هاي ايراني متداول شد كه داراي روشي ساده تراز مينايي بود و به ظروف لاجوردي مشهور گرديد. در اين شيوه نقشها با رنگهاي فيروزه اي، سفيد، طلايي و اخرايي بر روي پوششي از لعاب لاجوردي طرح مي شد و بيشتر شامل نقوش هندسي و گياهي و به دو صورت ساده و برجسته بود. در سدة 8ق/14م شيوة‌ تزيين سفالينه ها با دو رنگ آبي وسفيد كه برخي از پژوهشگران آن را تحت تاثير ظرفهاي چيني مي دانند، رونق گرفت. اينگونه سفالينه ها در سدة 9ق/15م كه همزمان با عصر تيموريان بود، نيز براثر رواج مبادلات بين چين و ايران ادامه يافت. درهمين دوره است كه نقش مايه هاي چيني بر ظرفهاي ساخت ايران به طور گسترده به كار گرفته شده است. نبايد از ياد برد كه اين شيوه در ايران بي سابقه نبود و پيش تر، يعني در سده هاي 3 و 4ق/9 و 10م معمول بود، هرچند در دوره هاي مختلف كمتر كاربرد داشت.

 

 

مقدمه ای بر هنر كاشی كاری 1:

صنعت كاشی سازی و كاشی كاری كه بیش از همه در تزیین معماری سرزمین ایران، و به طوراخص بناهای مذهبی به كار گرفته شده، همانند سفالگری دارای ویژگی های خاصی است.
این هنر و صنعت از گذشته ی بسیار دور در نتیجه مهارت، ذوق و سلیقه كاشی ساز در مقام شیئی تركیبی متجلی گردیده، بدین ترتیب كه هنرمند كاشیكار یا موزاییك ساز با كاربرد و تركیب رنگ های گوناگون و یا در كنار هم قرار دادن قطعات ریزی از سنگ های رنگین و بر طبق نقشه ای از قبل طرح گردیده، به اشكالی متفاوت و موزون از تزیینات بنا دست یافته است. طرح های ساده هندسی، خط منحنی، نیم دایره، مثلث، و خطوط متوازی كه خط عمودی دیگری بر روی آنها رسم شده از تصاویری هستند كه بر یافته های دوره های قدیمی تر جای دارند، كه به مرور نقش های متنوع هندسی، گل و برگ، گیاه و حیوانات كه با الهام و تأثیر پذیری از طبیعت شكل گرفته اند پدیدار می گردند، و در همه حال مهارت هنرمند و صنعت كار در نقش دادن به طرح ها و هماهنگ ساختن آنها، بارزترین موضوع مورد توجه است.
این نكته را باید یادآور شد كه مراد كاشی گر و كاشی ساز از خلق چنین آثار هنری هرگز رفع احتیاجات عمومی و روزمره نبوده، بلكه شناخت هنرمند از زیبایی و ارضای تمایلات عالی انسانی و مذهبی، مایه اصلی كارش بوده است. مخصوصاً اگر به یاد آوریم كه هنرهای كاربردی بیشتر جنبه ی كاربرد مادی دارد، حال آن كه خلق آثار هنری نمایانگر روح تلطیف یافته انسان می باشد، همچنان كه «پوپ» پس از دیدن كاشی كاری مسجد شیخ لطف الله در «بررسی هنر ایران» می نویسد، «خلق چنین آثار هنری جز از راه ایمان به خدا و مذهب نمی تواند به وجود آید».
هنر موزاییك سازی و كاشی كاری معرق، تركیبی از خصایص تجریدی و انفرادی اشیاء و رنگ هاست، كه بیننده را به تحسین ذوق و سلیقه و اعتبار كار هنرمند در تلفیق و تركیب پدیده های مختلف وادار می سازد. تزیینات كاشی بر روی ستون های معبدالعبید در بین النهرین باقی مانده از سال های نیمه ی دوم هزاره ی دوم ق.م. نشانگر اولین كار برد هنركاشی كاری در معماری است. این شیوه تزیینی كه با تركیب سنگ هایی الوان و قرار دادن آنها در كنار یكدیگر و با نظم و تزیینی خاص هم چنین با استفاده از اشیاء رنگین مانند صدف، استخوان و ... ترتیب یافته، بیشتر شبیه به شیوه ی موزاییك سازی است تا كاشی كاری، كه به هر حال اولین تلفیق اشیاء الوان تزیینی است كه با نقوش مختلف هندسی زینت بخش نمای بنا شده، و پایه ای جهت تداوم هنر كاشی كاری به خصوص نوع معرق آن در آینده گردیده است. هم چنین اولین تزیینات آجرهای لعابدار و منقوش نیز بر دیواره های كاخ های آشور و بابل به كار گرفته شده است.
در ایران مراوده فرهنگی، اجتماعی، نظامی، داد و ستدهای اقتصادی و رابطه صنعتی، گذشته از ممالك همجوار، با ممالك دور دست نیز سابقه تاریخی داشته است. این روابط تأثیر متقابل فرهنگی را در بسیاری از شئون صنعتی و هنری به ویژه هنر كاشی كاری و كاشی سازی و موزاییك به همراه داشته، كه اولین آثار و مظاهر این هنر در اواخر هزاره ی دوم ق.م. جلوه گر می شود. در كاوش های باستان شناسی چغازنبیل، شوش و سایر نقاط باستانی ایران، علاوه بر لعاب روی سفال، خشت های لعابدار نیز یافته شده است.
فن و صنعت موزاییك سازی یعنی تركیب سنگ های رنگی كوچك و طبق طرح های هندسی و با نقوش مختلف زیبا در این زمان به اوج ترقی و پیشرفت خود رسیده كه ساغر بدست آمده از حفریات مارلیك را می توان نمونه عالی و كامل آن دانست. این جام موزاییكی كه از تركیب سنگ های رنگین به شیوه ی دو جداره ساخته شده از نظر اصطلاح فنی به «هزار گل» معروف است و از لحاظ كیفیت كار در ردیف منبت قرار دارد.
تزیینات به جای مانده از زمان هخامنشیان حكایت از كاربرد آجرهای لعابدار رنگین و منقوش وتركیب آنها دارد، بدنه ی ساختمان های شوش و تخت جمشید با چنین تلفیقی آرایش شده اند، دو نمونه جالب توجه از این نوع كاشی كاری در شوش به دست آمده كه به «شیران وتیراندازان» معروف است. علاوه بر موزون بودن و رعایت تناسب كه در تركیب اجزاء طرح ها به كار رفته، نقش اصلی همچنان حكایت از وضعیت و هویت واقعی سربازان دارد. چنان كه چهره ها از سفید تا تیره و بالاخره سیاه رنگ است، وسایل زینتی مانند گوشواره و دستبندهایی از طلا در بردارند و یا كفش هایی از چرم زرد رنگ به پا دارند. از تزیینات كاشی هم چنین برای آرایش كتیبه ها نیز استفاده شده است. رنگ متن ، اصلی كاشی های دوره ی هخامنشیان اغلب زرد، سبز و قهوه ای می باشد و لعاب روی آجرها از گچ و خاك پخته تشكیل شده است.
نمونه های دیگری از این نوع كاشی های لعابدار مصور به نقش حیوانات خیالی مانند «سیمرغ» و یا «گریفن» دارای شاخ گاو، سر و پای شیر و چنگال پرندگان نیز طی حفریات چندی به دست آمده است. قطعاتی از قسمت های مختلف كاشی كاری متنوع زمان هخامنشیان در حال حاضر در مجموعه ی موزه لوور و سایر موزه های معروف جهان قرار دارد.
در دوره ی اشكانیان صنعت لعاب دهی پیشرفت قابل ملاحظه ای كرد، و به خصوص استفاده از لعاب یكرنگ برای پوشش جدار داخلی و سطح خارجی ظروف سفالین معمول گردید، وهم چنین غالباً قشر ضخیمی از لعاب بر روی تابوت های دفن اجساد كشیده می شده است. در این دوره به تدریج استفاده از لعاب هایی به رنگ های سبز روشن و آبی فیروزه ای رونق پیدا كرد. بنا به اعتقاد عده ای از محققان، صنعت لعاب سازی در زمان اشكانیان در نتیجه ارتباط تجاری و سیاسی بین ایران و خاور دور به چین راه یافته، و سفالگران چین در زمان سلسله هان (۲۰۶ق م ۲۲۰ میلادی) از فنون لعاب دهی رایج در ایران برای پوشش ظروف سفالین استفاده می كرده اند. با وجود توسعه فن لعاب دهی به علت ناشناخته ماندن معماری دوره اشكانی در ایران، گمان می رود در این دوره هنرمندان استفاده چندانی از لعاب برای پوشش خشت و آجر نكرده و نقاشی دیواری را برای تزیین بناها ترجیح داده اند. دیوار نگاره های كاخ آشور و كوه خواجه سیستان یادآور اهمیت و رونق نقاشی دیواری در این دوره است.
طرح های تزیینی این دوره از نقش های گل و گیاه، نخل های كوچك، برگ های شبیه گل «لوتوس» و تزیینات انسانی و حیوانی است، كه در آرایش دوبنای یاد شده نیز به كار رفته است.
امید است در كاوش های آینده در نقاط مختلف كاشی های بیشتری از دوره اشكانیان یافت شود كه امكان مطالعه و بررسی دقیق در این زمینه را فراهم آورد.
در عصر ساسانیان هنر و صنعت دوره ی هخامنشیان مانند سایر رشته های هنری ادامه پیدا كرد، و ساخت كاشی های زمان هخامنشیان با همان شیوه و با لعاب ضخیم تر رایج گردید.
نمونه های متعددی از این نوع كاشی ها كه ضخامت لعاب آن ها به قطر یك سانتیمتر می رسد در كاوش های فیروز آباد و بیشابور به دست آمده است. در دوره ساسانیان علاوه بر هنر كاشی سازی هنر موازییك سازی نیز متداول گردید. مخصوصاً پوشش دو ایوان شرقی و غربی بیشابور ازموزاییك به رنگ های گوناگون وتزیینات گل و گیاه و نقوشی از اشكال پرندگان و انسان را در بر می گیرد. كیفیت نقوش موزاییك های مكشوفه در بیشابور گویای ادامه سبك و روش هنری است كه در دوره ی اسلامی به شیوه معرق در كاشی سازی و كاشی كاری تجلی نموده است. رنگ آمیزی های متناسب، ایجاد هماهنگی و رعایت تناسب از ویژگی های كاشی كاری های این دوره می باشد.
پس از گسترش اسلام، به مرور هنر كاشی كاری یكی از مهمترین عوامل تزیین و پوشش برای استحكام بناهای گوناگون به ویژه بناهای مذهبی گردید. یكی از زیباترین انواع كاشی كاری را در مقدس ترین بنای مذهبی یعنی قبهٔالصخره به تاریخ قرن اول هجری می توان مشاهده كرد.
از اوایل دوره ی اسلامی كاشی كاران و كاشی سازان ایرانی مانند دیگر هنرمندان ایرانی پیشقدم بوده و طبق گفته ی مورخین اسلامی شیوه های گوناگون هنر كاشی كاری رابا خود تا دورترین نقاط ممالك تسخیر شده - یعنی اسپانیا- نیز برده اند.
هنرمندان ایرانی از تركیب كاشی های با رنگ های مختلف به شیوه موزاییك، نوع كاشی های «معرق» را به وجود آوردند وخشت های كاشی های ساده و یكرنگ دوره ی قبل از اسلام را به رنگ های متنوع آمیخته و نوع كاشی «هفت رنگ» را ساختند. همچنین ازتركیب كاشی های ساده با تلفیق آجر و گچ، نوع كاشی های «معقلی» را پدید آوردند. و به این ترتیب از قرن پنجم هجری به بعد كمتر بنایی را می توان مشاهده كرد كه با یكی از روش های سه گانه فوق و یا كاشی های گوناگون رنگین تزیین نشده باشد.

مقدمه ای بر هنر كاشی كاری 2 :

صنعت كاشی سازی و كاشی كاری كه بیش از همه در تزیین معماری سرزمین ایران، و به طوراخص بناهای مذهبی به كار گرفته شده، همانند سفالگری دارای ویژگی های خاصی است. این هنر و صنعت از گذشته ی بسیار دور در نتیجه مهارت، ذوق و سلیقه كاشی ساز در مقام شیئی تركیبی متجلی گردیده، بدین ترتیب كه هنرمند كاشیكار یا موزاییك ساز با كاربرد و تركیب رنگ های گوناگون و یا در كنار هم قرار دادن قطعات ریزی از سنگ های رنگین و بر طبق نقشه ای از قبل طرح گردیده، به اشكالی متفاوت و موزون از تزیینات بنا دست یافته است. طرح های ساده هندسی، خط منحنی، نیم دایره، مثلث، و خطوط متوازی كه خط عمودی دیگری بر روی آنها رسم شده از تصاویری هستند كه بر یافته های دوره های قدیمی تر جای دارند، كه به مرور نقش های متنوع هندسی، گل و برگ، گیاه و حیوانات كه با الهام و تأثیر پذیری از طبیعت شكل گرفته اند پدیدار می گردند، و در همه حال مهارت هنرمند و صنعت كار در نقش دادن به طرح ها و هماهنگ ساختن آنها، بارزترین موضوع مورد توجه است. این نكته را باید یادآور شد كه مراد كاشی گر و كاشی ساز از خلق چنین آثار هنری هرگز رفع احتیاجات عمومی و روزمره نبوده، بلكه شناخت هنرمند از زیبایی و ارضای تمایلات عالی انسانی و مذهبی، مایه اصلی كارش بوده است. مخصوصاً اگر به یاد آوریم كه هنرهای كاربردی بیشتر جنبه ی كاربرد مادی دارد، حال آن كه خلق آثار هنری نمایانگر روح تلطیف یافته انسان می باشد، همچنان كه «پوپ» پس از دیدن كاشی كاری مسجد شیخ لطف الله در «بررسی هنر ایران» می نویسد، «خلق چنین آثار هنری جز از راه ایمان به خدا و مذهب نمی تواند به وجود آید»هنر موزاییك سازی و كاشی كاری معرق، تركیبی از خصایص تجریدی و انفرادی اشیاء و رنگ هاست، كه بیننده را به تحسین ذوق و سلیقه و اعتبار كار هنرمند در تلفیق و تركیب پدیده های مختلف وادار می سازد. تزیینات كاشی بر روی ستون های معبدالعبید در بین النهرین باقی مانده از سال های نیمه ی دوم هزاره ی دوم ق.م. نشانگر اولین كار برد هنركاشی كاری در معماری است. این شیوه تزیینی كه با تركیب سنگ هایی الوان و قرار دادن آنها در كنار یكدیگر و با نظم و تزیینی خاص هم چنین با استفاده از اشیاء رنگین مانند صدف، استخوان و ... ترتیب یافته، بیشتر شبیه به شیوه ی موزاییك سازی است تا كاشی كاری، كه به هر حال اولین تلفیق اشیاء الوان تزیینی است كه با نقوش مختلف هندسی زینت بخش نمای بنا شده، و پایه ای جهت تداوم هنر كاشی كاری به خصوص نوع معرق آن در آینده گردیده است. هم چنین اولین تزیینات آجرهای لعابدار و منقوش نیز بر دیواره های كاخ های آشور و بابل به كار گرفته شده است. در ایران مراوده فرهنگی، اجتماعی، نظامی، داد و ستدهای اقتصادی و رابطه صنعتی، گذشته از ممالك همجوار، با ممالك دور دست نیز سابقه تاریخی داشته است. این روابط تأثیر متقابل فرهنگی را در بسیاری از شئون صنعتی و هنری به ویژه هنر كاشی كاری و كاشی سازی و موزاییك به همراه داشته، كه اولین آثار و مظاهر این هنر در اواخر هزاره ی دوم ق.م. جلوه گر می شود. در كاوش های باستان شناسی چغازنبیل، شوش و سایر نقاط باستانی ایران، علاوه بر لعاب روی سفال، خشت های لعابدار نیز یافته شده است. فن و صنعت موزاییك سازی یعنی تركیب سنگ های رنگی كوچك و طبق طرح های هندسی و با نقوش مختلف زیبا در این زمان به اوج ترقی و پیشرفت خود رسیده كه ساغر بدست آمده از حفریات مارلیك را می توان نمونه عالی و كامل آن دانست. این جام موزاییكی كه از تركیب سنگ های رنگین به شیوه ی دو جداره ساخته شده از نظر اصطلاح فنی به «هزار گل» معروف است و از لحاظ كیفیت كار در ردیف منبت قرار دارد. تزیینات به جای مانده از زمان هخامنشیان حكایت از كاربرد آجرهای لعابدار رنگین و منقوش وتركیب آنها دارد، بدنه ی ساختمان های شوش و تخت جمشید با چنین تلفیقی آرایش شده اند، دو نمونه جالب توجه از این نوع كاشی كاری در شوش به دست آمده كه به «شیران وتیراندازان» معروف است. علاوه بر موزون بودن و رعایت تناسب كه در تركیب اجزاء طرح ها به كار رفته، نقش اصلی همچنان حكایت از وضعیت و هویت واقعی سربازان دارد. چنان كه چهره ها از سفید تا تیره و بالاخره سیاه رنگ است، وسایل زینتی مانند گوشواره و دستبندهایی از طلا در بردارند و یا كفش هایی از چرم زرد رنگ به پا دارند. از تزیینات كاشی هم چنین برای آرایش كتیبه ها نیز استفاده شده است. رنگ متن ، اصلی كاشی های دوره ی هخامنشیان اغلب زرد، سبز و قهوه ای می باشد و لعاب روی آجرها از گچ و خاك پخته تشكیل شده است. نمونه های دیگری از این نوع كاشی های لعابدار مصور به نقش حیوانات خیالی مانند «سیمرغ» و یا «گریفن» دارای شاخ گاو، سر و پای شیر و چنگال پرندگان نیز طی حفریات چندی به دست آمده است. قطعاتی از قسمت های مختلف كاشی كاری متنوع زمان هخامنشیان در حال حاضر در مجموعه ی موزه لوور و سایر موزه های معروف جهان قرار دارد. در دوره ی اشكانیان صنعت لعاب دهی پیشرفت قابل ملاحظه ای كرد، و به خصوص استفاده از لعاب یكرنگ برای پوشش جدار داخلی و سطح خارجی ظروف سفالین معمول گردید، وهم چنین غالباً قشر ضخیمی از لعاب بر روی تابوت های دفن اجساد كشیده می شده است. در این دوره به تدریج استفاده از لعاب هایی به رنگ های سبز روشن و آبی فیروزه ای رونق پیدا كرد. بنا به اعتقاد عده ای از محققان، صنعت لعاب سازی در زمان اشكانیان در نتیجه ارتباط تجاری و سیاسی بین ایران و خاور دور به چین راه یافته، و سفالگران چین در زمان سلسله هان (۲۰۶ق م ۲۲۰ میلادی) از فنون لعاب دهی رایج در ایران برای پوشش ظروف سفالین استفاده می كرده اند. با وجود توسعه فن لعاب دهی به علت ناشناخته ماندن معماری دوره اشكانی در ایران، گمان می رود در این دوره هنرمندان استفاده چندانی از لعاب برای پوشش خشت و آجر نكرده و نقاشی دیواری را برای تزیین بناها ترجیح داده اند. دیوار نگاره های كاخ آشور و كوه خواجه سیستان یادآور اهمیت و رونق نقاشی دیواری در این دوره است. طرح های تزیینی این دوره از نقش های گل و گیاه، نخل های كوچك، برگ های شبیه گل «لوتوس» و تزیینات انسانی و حیوانی است، كه در آرایش دوبنای یاد شده نیز به كار رفته است.
امید است در كاوش های آینده در نقاط مختلف كاشی های بیشتری از دوره اشكانیان یافت شود كه امكان مطالعه و بررسی دقیق در این زمینه را فراهم آورد.در عصر ساسانیان هنر و صنعت دوره ی هخامنشیان مانند سایر رشته های هنری ادامه پیدا كرد، و ساخت كاشی های زمان هخامنشیان با همان شیوه و با لعاب ضخیم تر رایج گردید. نمونه های متعددی از این نوع كاشی ها كه ضخامت لعاب آن ها به قطر یك سانتیمتر می رسد در كاوش های فیروز آباد و بیشابور به دست آمده است. در دوره ساسانیان علاوه بر هنر كاشی سازی هنر موازییك سازی نیز متداول گردید. مخصوصاً پوشش دو ایوان شرقی و غربی بیشابور ازموزاییك به رنگ های گوناگون و تزیینات گل و گیاه و نقوشی از اشكال پرندگان و انسان را در بر می گیرد. كیفیت نقوش موزاییك های مكشوفه در بیشابور گویای ادامه سبك و روش هنری است كه در دوره ی اسلامی به شیوه معرق در كاشی سازی و كاشی كاری تجلی نموده است. رنگ آمیزی های متناسب، ایجاد هماهنگی و رعایت تناسب از ویژگی های كاشی كاری های این دوره می باشد. پس از گسترش اسلام، به مرور هنر كاشی كاری یكی از مهمترین عوامل تزیین و پوشش برای استحكام بناهای گوناگون به ویژه بناهای مذهبی گردید. یكی از زیباترین انواع كاشی كاری را در مقدس ترین بنای مذهبی یعنی قبهٔالصخره به تاریخ قرن اول هجری می توان مشاهده كرد.از اوایل دوره ی اسلامی كاشی كاران و كاشی سازان ایرانی مانند دیگر هنرمندان ایرانی پیشقدم بوده و طبق گفته ی مورخین اسلامی شیوه های گوناگون هنر كاشی كاری رابا خود تا دورترین نقاط ممالك تسخیر شده - یعنی اسپانیا- نیز برده اند. هنرمندان ایرانی از تركیب كاشی های با رنگ های مختلف به شیوه موزاییك، نوع كاشی های «معرق» را به وجود آوردند وخشت های كاشی های ساده و یكرنگ دوره ی قبل از اسلام را به رنگ های متنوع آمیخته و نوع كاشی «هفت رنگ» را ساختند. همچنین ازتركیب كاشی های ساده با تلفیق آجر و گچ، نوع كاشی های «معقلی» را پدید آوردند. و به این ترتیب از قرن پنجم هجری به بعد كمتر بنایی را می توان مشاهده كرد كه با یكی از روش های سه گانه فوق و یا كاشی های گوناگون رنگین تزیین نشده باشد. در این مختصر سعی خواهد شد تحول هنر كاشی سازی ازاوایل دوره اسلامی تا عصر حاضر مورد بررسی قرار گیرد، و هم چنین به طور اجمال نحوه تزیین وكاربرد آن در قرون مختلف اسلامی شرح داده شود.

ايرانيان هنر معرق را ابداع کردند.

قديمي ترين نمونه اثر چوبي، در کاوش هاي باستاني شهر سوخته زابل به دست آمده است اين اثر يک قطعه شانه چوبي است که قدمت آن به هزاره پنجم قبل از ميلاد مي رسد. گروهي از کارشناسان معتقدند که طرح هاي موجود بر روي آن طرح هايي کاملا ايراني است.معرق يکي از رشته هاي پرپيشينه صنايع دستي ايران که نسبت به صنايع ديگر چوبي در ايران از قبيل خاتم، نازک کاري، منبت، خراطي و بافت سبد و حصير داراي قدمت بيشتري است.بشر از هزاران سال پيش از چوب به واسطه شکل متناسب آن براي ايجاد سرپناه، ساخت قايق و ديگر موارد استفاده مي کرده است. بررسي آثاري که از بررسي هاي سه هزار سال قبل از ميلاد که در شوش بدست آمده، نشان دهنده اين مطلب است که مردمان بومي ايران نه تنها از چوب براي کلبه سازي خود استفاده مي کردند بلکه در ساخت نردبان و ديگر وسايل زندگي هم از آن بهره مي بردند.در دوران هخامنشي ها هم استفاده از چوب بسيار متداول بوده; به طوري که در ساخت عمارت هاي کاخ هخامنشي - شوش و آپادانا - از درخت هاي بلوط ايراني و سدر لبناني استفاده شده بوده است. به اين ترتيب قبل از استعمال آهن در ساخت بنا، تخت جمشيد بزرگ ترين سطح زيربنايي بود که از چوب در آن استفاده فراواني شده و تمامي اين آثار چوبي در اثر آتش سوزي از بين رفتند. گزنفون ضمن توصيف سلاح هاي نبرد کوروش از يک نيزه عالي چوبي که از چوب سنجد ساخته شده بود، ياد مي نمايد. توجه پارسيان باستان به درخت، بسيار قابل توجه مي باشد. مي گويند بزرگ ترين درخت سروي که در ايران موجود بوده، توسط زرتشت پيامبر کاشته شده و سرو کاشمر ناميده مي شد و در ادبيات پارسي شهرت به سزايي داشته است. اين سرو را اعجاز زرتشت مي دانستند و معتقد بودند که زرتشت آن را از بهشت آورده است. نهايتا اين سرو توسط متوکل عباسي، قطع و تکه تکه به بغداد فرستاده شد. عمر اين درخت در زمان قطع 1450 سال و دور تنه آن بالغ بر 28 تازيانه بوده است. در ديگر مناطق هم استفاده از چوب براي مردمان آن نواحي ناآشنا نبوده است. در افسانه هاي يونان آمده هر درخت را فرشته اي به نام هامادراياد که در داخل او پنهان مي باشد، نگهباني مي کند و جان وي به حيات درخت بستگي دارد; اگر مجبور به قطع درختي مي شدند، براي درخت تحف و هدايا مي بردند. مصري ها هم راه استفاده از چوب را به خوبي مي دانستند. آنان سه هزار سال پيش، کاغذ و روکش هاي چوبي را در آثار خود بکار مي بردند. فنيقي ها هم در ساحل لبنان، معبد حضرت سليمان را در سال 1012 قبل از ميلاد از چوب ساختند، سقف و ديوارهاي اين معبد از چوب سدر لبنان تهيه شده و کف آن از چوب سرو پوشيده شده درها از چوب زيتون و ستونهاي نگهدارنده نيز چوبي بودند.در طول تاريخ، استفاده از چوب و حکاکي بر روي آن، همچنان به ترقي خود ادامه داد; اما در قرن 17 و 18 ميلادي رو به افول نهاد تا آن که در قرن 19، رشد مجددش را از سر گرفت. معرق:معرق در فرهنگ عميد معناي تکه تکه، رگه رگه و وصله مي باشد. همه ما دردوران کودکي در مهدکودک ها از روشي به اسم کولاژ استفاده کرده ايم که در اين کار تکه هاي رنگي مقوا، پارچه و کاغذ را به اشکال مختلف بريده و کنار هم قرار مي داديم و در نهايت به شکل خاصي مانند درخت، خانه و گل مي رسيديم. اگر اين کار را با چوبهاي مختلف به رنگ هاي متنوع و مطابق با طرح مورد نظر انجام دهيم، اين کار را معرق مي گويند. اين هنر به اشتباه مرقع هم ناميده شده است که خود هنري جدا در کتابت مي باشد و به معني گردآوري تکه هاي مختلف آثار گوناگون در يک مجموعه مي باشد.معرق انواع گوناگوني دارد که وابسته به نوع مصالح است و شامل معرق کاشي، چرم، پارچه، فلز، خاتم و چوب است. تاريخچه معرق چوب:از آن جايي که چوب يکي از مواد نسبتا ناپايدار و کم دوام طبيعت مي باشد آثار ساخته شده از چوب يا در طول زمان و يا بر اثر حوادث و عوامل مختلف آسيب ديده و از بين رفته اند و يا آن که هيچ کس به فکر نگهداري و جمع آوري آثار دست ساز چوبي نبوده است. بر اين اساس، تقريبا هيچ گونه آثار چوبي مشخصي از دوره هاي مختلف تاريخي، باقي نمانده است. با اين حال محققان و تاريخ نويسان زمان هاي متفاوتي را به عنوان مبدا معرق چوب در نظر مي گيرند.بنا به استناد گروهي معرق چوب الهام گرفته شده از معرق کاشي است و گفته شده در زمان افول صنعت کاشي، معرق چوب شروع به رشد کرده است. در معرق کاشي، قطعات کاشي هاي الوان به شکل تکه تکه توسط چکشي به نام چکي، دورتراشي مي شده و از کنار هم قرار گرفتن آنها طرحي واحد به وجود مي آمده است. دور آن را با خميري به نام ساروج گرفته و براي محکمي کار روي آن را دوغاب مي ريختند تا سفت شود. کاشي معرق دردوران ايلخانيان پديدار شد که به صورت نقش هاي هندسي در دوران تيموري به اوج شکوفايي خود رسيد نمونه کاشي معرق گنبد سرخ مراغه است که در زمان ايلخانيان ساخته شد. نمونه زيباي آن در دوران تيموري هم مي توان از گنبد سلطانيه نام برد.نظريه ديگري هم وجود دارد مبني بر اين که معرق کاري چوب، تکنيکي نيست که از انواع مختلف معرق از جمله کاشي کاري گرفته شده باشد.معرق کار چوب بايد نه تنها با چوب کار کرده باشد و بافت آن را بشناسد، بلکه مي بايست تکنيک معرقکاري بر روي چوب را هم، فرا بگيرد.به گفته گروهي هم معرق از کشورهاي چين و هند و مصر وارد ايران شده است. اين افراد معتقدند که بر اساس اسناد و مدارک موجود سه هزار سال پيش مصري ها به ارزش چوب پي بردند و ساخته هاي خود را از قبيل صندلي صندوق و غيره با چوب هاي معمولي ساخته و بر روي آنها از روکش هاي مرغوب مانند آبنوس و تزئينات عاج استفاده مي کردند. قديمي ترين نمونه اثر چوبي، در کاوش هاي باستاني شهر سوخته زابل به دست آمد. اين اثر يک قطعه شانه چوبي است که به شيوه ي جايگزيني نقوش هندسي و گره را بر آن حک کرده اند و قدمت آن به هزاره پنجم قبل از ميلاد مي رسد. گروهي که معتقدند معرق از کشورهاي ديگر وارد ايران شده، تفسير اين کاوش را اينگونه اظهار داشتند که اين شانه متعلق به مسافريني بوده که از اين شهر گذر کرده اند.اما تحقيقات محققين بر روي نقوش اين شانه، روشن نمود که طرح هاي موجود بر روي آن (گره و نقوش هندسي) طرح هايي کاملا ايراني مي باشد.بر اين اساس مي توان به اين نظريه رسيد که ايران پايه گذار معرق کاري بوده و هنر مذکور از اين منطقه به ساير نقاط منتقل شده است. يک دوران سکوت چند هزار ساله، ما بين تاريخ ساخت دو اثر معرق موجود، وجود دارد; که اولي مربوط به شانه بدست آمده در حفريات شهر سوخته و دومي تابلويي متعلق به سال 1313 هجري شمسي است که توسط استاد احمد رعنا با سبک معرق جايگزين کار شده است. اين سبک اولين سبک معرق چوب به حساب مي آيد.در سال 1309 اولين کارگاه هاي سنتي به منظور آموزش و حفظ و اشاعه هنرهاي ملي و بومي ايران، توسط استاد حسين طاهرزاده بهزاد بنا نهاده شد. اولين کارگاه داير شده مربوط به صنايع چوبي، کارگاه منبت بود که زير نظر استاد احمد امامي و دو پسرش خليل و علي امامي اداره مي شد. در سال 1310 رشته مشبک و معرق چوب به کارگاه منبت اضافه شد. سرپرستي اين کارگاه به عهده استادان معرق و منبت کار از جمله : شهميرزادي، احمد رعنا، زابلي، ويزايي، حاج غلامعلي و در سال 1370 استاد کمال ميرطيبي، بود. در حال حاضر سرپرستي کارگاه معرق در سازمان ميراث فرهنگي به عهده استاد مولايي مي باشد.

 

 


 

 

 

 

 

 

 


اطلاعات تماس

تلفن 1 33850065 031
تلفن 2 33850026 031
شماره تلگرام و واتساپ
09391190472
قدرت الله سلیمانی------------محمد علی سلیمانی-----------
09131190472
09131177350
ناصر سلیمانی----------- 3063484 0913

پست الکترونیک
kashisonati.soleimani@yahoo.com
soleimanitile@gmail.com

آدرس شرکت

اصفهان . خیابان امام خمینی . بلوار دانشگاه صنعتی . زیرگذر امامزاده سید محمد . خیابان حکیم فرزانه . کوچه صنعتگران 29 {18سابق} . کاشی سازی سلیمانی

******************************************************
ما را در اینستاگرام دنبال کنیدkashisonati.soleimani


اگر کسی احساس کند که هرگز در زندگی دچار اشتباه نشده، این بدان معنی است که هرگز به دنبال چیزهای تازه در زندگیش نبوده است. (انیشتن)